۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

به پایان آمد این دفتر... دیگه حکایتی هم باقی نمونده

بالاخره بعد از 2 سال و هفت ماه و ده روز آخرین آزمونی که بابت آن مدرک می شد اخذ کرد را به سلامتی به پایان رساندم. کمیته داوران شامل 4 پرفسور و 2 دانشیار  پس از آزمون؛ پایان نامه را به عنوان کاندیدای بهترین پژوهش دکتری دانشگاه یو اس ام در سال 2011 معرفی نمود.
این شیرینی را تقدیم به پدر و مادر و مردم خونگرم نافچ می کنم تا یادشان بماند که من هر که باشم و هرکجا باشم زاده خاک پاک نافچ هستم ومتعلق به پدر و مادری که جز زحمت در زندگی هیچ ندیدند...

کم کم دیگه این شعر را با خود زمزمه می کنم
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی که به اندازه تنهایی من جا دارد
بردارم و از اینجا بروم


۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

قرمز یا آبی؟

دیروز بالاخره مراحل نگارش پایان نامه  به پایان رسید. یاد صحبت استادی افتادم که از او پرسیدم کی وقت دفاع پایان نامه است و او بی درنگ گفت: "هر وقت حالت ازش بهم خورد وقتشه" دیروز دیگه از بس این 350 صفحه را زیر و رو کرده بودم واقعا داشت حالم به هم می خورد. نمی دونم چرا 10 نسخه باید سابمیت بشه؟ ولی 10 نسخه را به زیبایی آماده کردم و با جلد قرمز رنگ رفتم تحصیلات تکمیلی. خوب به لطف دولت مالزی برای ارزیابی پایان نامه پولی درخواست نکردند(چون اسکولارشیپ دانشگاه مالزی را دارم! این علامت تعجب را برادران گرامی در دانشگاه آزاد اسلامی درک می کنند). گفتند تشریف داشته باشید تا اطلاعات شما را وارد سیستم کنیم. نشستیم و بعد از نیم ساعتی با چهره خندان متصدی گفت که همه چی مرتب هست و شما می تونید تشریف ببرید. گفتم نوبت وایوا (VIVA) کی خواهد بود. گفت برای فوق لیسانس 1 ماه دیگه. گفتم خانم محترم روم به دیفار خیر سرومون اومدیم دکتری بخونیم! خانم محترم که شوکه شده بود گفت پس چرا جلد پایان نامه ات قرمزه!!! منم از خجالت آب شدم و گفتم ببخشید مگه فرقی می کنه! فرمودند بله باید آبی باشه. باور کنید اینقدر خنگ نیستم ولی جایی هم ننوشتید. گفتند عرف دانشگاه اینه! تازه یادم افتاد که تمام دوستایی که من داشتم و رفتند دفاع همه فوق لیسانس بودند! به هرحال جلد ها را عوض کردم و کار تمام...
حالا باید 2-3 ماه بشینم خونه و به تاق نگاه کنم تا برم وایوا. بعدشم اگر به خوبی و خوشی بگذره باید تا اول مهر بازم بشینم خونه و بازم به تاق نگاه کنم تا شاه بیاد و به دست مبارکش مدرک را تقدیم کنه. اینجا همینجوری نیست که تموم کردی دکتری و فوق لیسانس بهت بدند. سالی 2 بار شاه میاد و مدارک را متبرک می کنه. و هیچ راه دیگری نیز وجود ندارد!!!

حق نگهدارتون

۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

I'm tired, God

I'm tired, God.
Tired of being on the road, lonely as a sparrow in the rain.I'm tired of never having me a buddy to be with to tell me where we's going to, coming from, or why. Mostly, I'm tired of people being ugly to each other. I'm tired of all the pain I feel and hear in the world every day.There's too much of it.It's like pieces of glass in my head all the time.
I'm tired, God.

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

و باز هم فبریه ماه 28 روزه

و چقدر از لحظات ناب زندگی خود را صرف رسیدن تاریخ خاصی می کنیم و غافلیم که هر لحظه از زندگی ما می تواند بهترین ها باشد برای ما
اگر بخواهیم....
و من هنوز نالانم از تنبلی این مالایی ها

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

پل سیزده و نیم کیلومتری کابلی پینانگ شاهکار سازه معماری و علوم دریایی

چندین وقت بود که می خواستم در مورد راه ارتباطی جزیره ای که در آن ساکنم و مالزی برای شما بنویسم. ولی عکس خوب یا مطلب معتبری به فارسی ندیده بودم تا اینکه به لطف بچه های مونوریل این مطلب ارائه شد که منم بی کم و کاست به اینجامنتقل می کنم:
"جزیره پینانگ یکی از بزرگ‌ترین جزایر مالزی است که افراد بزرگی چون نخست‌وزیر پیشین مالزی دکتر احمد بداوی در این شهر به‌دنیا آمده‌اند. این جزیره دارای زیبایی‌های خاصی است از جمله پلی سیزده و نیم کیلومتری که جزیره پینانگ را به شبه جزیره مالزی وصل می‌کند. این پل بزرگ‌ترین پل آسیا و مالزی و پنجمین پل بزرگ دنیاست است و روزانه 65000 وسیله نقلیه را جابه‌جا می‌کند.

قبل از ساخت این پل تنها راه ارتباطی پینانگ با شبه جزیره مالزی از طریق خطوط کشتی‌رانی محلی بود. زمانی که اقتصاد پینانگ رونق می‌گیرد سیستم محلی کشتی‌رانی دیگر پاسخ‌گوی نیاز نیست و گزینه‌های ساخت تونل تقویت شبکه کشتی‌رانی و پل پیشنهاد می‌شود. تا مدت‌ها ساخت پل نقل محافل و مجالس به عنوان لطیفه‌ای خنده‌دار است.

پل پینانگ که در سال 1985 افتتاح شده است، حاصل پیشنهاد اولیه تون عبدالرزاق دومین نخست‌وزیر مالزی و برنامه‌ریزی تون حسین سومین نخست‌وزیر این کشور است. 11 سال بعد عملیات اجرایی این پل به دستور دکتر ماهاتیر آغاز می‌شود.

کمتر از چهار سال بعد این پل پر‌عظمت توسط شخص دکتر ماهاتیر افتتاح می‌شود. دکتر ماهاتیر سوار بر پروتون ساگای قرمز مدل 1364 و در حالی‌که پرچم مالزی را بر فراز خودروی خود افراشته همراه با همسرش دکتر سیتی هسما، دکتر لیم وزیر کار و جمیل جان مدیر عامل پروتون از روی پل تازه تاسیس می‌گذرد. دکتر ماهاتیر از همسرش می‌خواهد که رانندگی اولین خودروی ملی را برروی بلند‌ترین پل مالزی بر عهده بگیرد تا به مردم کشورش اهمیت و جایگاه زنان در امور را گوشزد کند.



شرکت پیمان‌کار این پل شرکت معروف هیوندای است. نوع سازه پل الهام گرفته از پل گلدن گیت سانفرانسیسکو کابلی است که بر روی دو کوله 101 متری ساخته شده است. طراحی اولیه این پل برای چهار خط ترافیکی است که بعدها به شش خط تعریض می‌شود.
این پل ظرفیت هدایت 85000 وسیله نقیله را در روز دارد. گفتنی است که این پل دارای ارتفاع 30 متر از سطح آب است و فاصله دهنه‌های بار بر آن تا 225 متر هم می‌رسد. پل پینانگ برای اولین بار در دنیا از کائوچوی طبیعی مالزی برای مقابله با اثرات زلزله بهره جسته که توانست تبلیغ خوبی برای بازار کائوچوی مالزی باشد. طراحی پل پینانگ در سال 1366 در مسابقات بهترین طراحی‌های دنیا که در واشنگتن آمریکا به مسابقه گذاشته شده بود مقام اول سال را کسب کرد.

طراحی پل‌های کابلی بسیار سخت و پیچیده است. خصوصن پل کابلی که مشکلات کار در دریا را هم داشته باشد. با این وجود طراح این پل بر خلاف تصور عموم کسی نیست جز یک استاد دانشگاه مالزیایی به نام پروفسور چین فونگ کینگ که سالیان سال ریاست دانشگاه um را بر عهده داشته است. پرفسور چین علاوه بر این‌که به لحاظ مهارت و تخصصش در مهندسی هیدرولیک در جامعه مهندس مالزی شناخته می‌شود، به لحاظ خدماتش در تحقیق و تدریس هم مشهور است و خود را بیشتر یک مهندس عملیاتی می‌داند تا یک محقق دانشگاهی.



پروفسور چین فونگ که لیسانس خود را در رشته هنر در دانشگاه رافائل سنگاپور گرفته است بعدها به انگلستان می‌رود و در دانشگاه بلفاست تحصیلات خود را تا مقطع فوق لیسانس در رشته مهندسی عمران ادامه می‌دهد. او در سن 36 سالگی به عضویت هیات علمی دانشگاه um در‌می‌آید و علاوه بر پژوهش در محیط دانشگاهی، به فعالیت‌های مدیریتی دانشگاهی نیز مبادرت می‌ورزد به‌طوری‌که به مدت هفت سال متوالی ریاست دانشکده مهندسی و ریاست کل دانشگاه را بر عهده می‌گیرد.




پرفسور چین برای اولین بار در طراحی فونداسیون‌های این پل یک روش ابتکاری را به‌کار می‌برد که بعدها در سراسر دنیا به نام روش چین در بین مهندسین ژئو‌تکنیک و پیمان‌کاران شناخته می‌شود. دانشگاه کوین یونیورسیتی بلفاست، دانشگاه گلاسکو و دانشگاه سنگاپور به خاطر ابتکارات و تحقیقات پروفسور چین - به‌ویژه در پروژه پل پینانگ - هر کدام جداگانه به او مدرک دکترای افتخاری اعطا می‌کنند.
پروفسور تان سری چین فونگ در سن 70 سالگی بر اثر بیماری حیات فانی را بدورد گفت اما صدها جایزه بنیاد چین فونگ، مجموعه کنفرانس‌های یادبود چین فونگ و مدال طلای چینگ فونگ که هر سال به بهترین دانشجوی مهندسی دانشگاه um اعطا می‌شود نام او را برای همیشه زنده نگه خواهند داشت.

هزینه تمام شده این پل که در آن از نیروی کار 2400 نفری استفاده شده بود، 650 میلیون دلار بوده است. در طول ساخت این پروژه متاسفانه 20 نفر جان خود را از دست دادند. به دلیل موفقیت پل پینانگ در زمان نخست‌وزیری آقای دکتر احمد بداوی، ساخت پل دوم پینانگ نیز برای شهر آبا و اجدادی نخست‌وزیر تصویب می‌شود که قرار است تا سال 2013 افتتاح شود."
الهام سعادتیان      امیدرضا سعادتیان   
http://monorail-kl.com/PostDetail.aspx?PID=511 
 

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

معرفی وبلاگی ارزشمند

استاد راهنمای جوان بنده که چندین سال است به درجه پروفسوری نایل شده است تا کنون بیش از 200 مقاله چاپ نموده و سال گذشته به عنوان استاد نمونه مالزی برگزیده شده است. چند سالی هم معاون پژوهشی دانشکده تکنولوژی صنعتی دانشگاه یو اس ام بوده که با توان فوق العاده اش این دانشکده را به بهترین دانشکده پژوهشی در بین 25 دانشکده دانشگاه یو اس ام تبدیل کرد. تعداد فراوانی دانشجوی دکتری و فوق لیسانس دانش آموخته کرده و تعداد کثیری هم در حال حاضر دانشجوی ایشان هستند. خوب این همه تعریف کردم مه بگم این استاد گرانقدر و عاشق علم و پژوهش چند ماهی است که دست به نوشتن وبلاگی فوق العاده در زمینه آموزش زده است.
اگر علاقمندید که مهارتهای آموزشی خود را بهبود دهید پیشنهاد می کنم سری به این وبلاگ بزنید. زبان انگلیسی کاملا ساده و روان دارد و می تواند برای اساتید ارجمند و همچنین دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی مفید باشد.
آدرس این وبلاگ هم در پیوندهای این وبلاگ و هم از اینجا قابل دسترسی است.
البته تازه فهمیدم که چرا جدیدا اینقدر بیزی شده پایان نامه بنده را از 400 صفحه فقط 8 صفحه را بعد از 3 ماه خونده!
http://onestoplearning.blogspot.com/

۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه

گیگا پیپر (Gigapaper) یکی از نیازهای پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در سراسر دنیا

هرچند قبلا هم در دو پست دیگر گیگاپیپر را به عنوان یکی از مراجع مهم دسترسی به مقالات معرفی کردم، ولی به دلیل اهمیت موضوع و یکی از اهداف این وبلاگ مجددا به معرفی این سایت می پردازم:
یکی از مشکلات بسیاری از دانشجویان و محققین نداشتن دسترسی به پایگاه های اطلاعاتی و ژورنال های علمی است. از طریق سایتی که در زیر معرفی شده است شما می تونید بعد از عضویت در سایت، درخواست های خود را برای دریافت مقالات ارسال کنید. پاسخ دهی بسیار سریع به درخواست شما و پوشش گسترده بر دیتابیس ها ویژگی منحصر به فرد گیگاپیپر است. سعی کنید حتما قوانین سایت گیگا پیپر رو قبلا از شروع به فعالیتی بخونید. نحوه ی عضویت هم از طریق ارسال دعوت نامه است.

لوگوی این سایت هم به صورت اختصاصی در پایین سایت قرار داده شده است تا همیشه در دسترس باشد.

انجمن علمي تامين رايگان مقالات

www.gigapaper.net


طريقه عضويت     http://www.gigapaper.net/invitation.html

راهنماي سايت    http://gigagiga.pbworks.com/
 

منتظر شما در این سایت هستیم

۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

راههای درآمد زایی دانشگاههای مالزی

دانشگاههای مالزی با هزینه های سنگین پژوهشی که بی هدف در در دست استادان متاسفانه به هدر می رود خیلی نتوانسته است درآمدی برای دانشگاه داشته باشد. چندی پیش در گزارشی میزان درآمد حاصل از خدمات پژوهشی دانشگاه یو اس ام ارائه شده بود که مبلغی در حدود 5 میلیون رینگیت (1.70 میلیون دلار آمریکا) در سال 2010 بدست آورده است. در دید اول مبلغ چشمگیر می نماید و خوراک خوبی برای تبلیغات ولی جالب است بدانید که هزینه هایی که برای پروژه های تحقیقاتی در اختیار اساتید قرار می گیرد به شدت سرسام آور است به عنوان مثال فقط یکی از پروژه های تحقیقاتی یک ساله که هم اکنون در دست استاد راهنمای بنده است بالغ بر 4.3 میلیون رینگیت بودجه اختصاص داده شده است که این تنها یکی از پروژه های استاد راهنمای بنده است. حال خود مقایسه کنید که چقدر خنده دار خواهد بود درآمد پژوهشی 5میلیون رینگیتی در سال برای دانشگاهی به بزرگی یو اس ام با رنکینگ جهانی حدود 300.
حال فکر می کنید این درآمد از کجا آمده است؟ چندی است که نگهبانی دانشگاه دو دستگاه کامیون پر از قفل چرخ ماشین راه انداخته داخل دانشگاه و به هر نحوی که ممکن باشه ماشین شما را قفل می کنند و تا جریمه پرداخت نکنی قفل را باز نمی کنند. البته از قرار معلوم این یک دستور کاری سراسری است که در دانشگاههای دیگر مالزی نیز اجرا می شود. راه دیگر درآمد از طریق خدمات بیمه ای است که توسط دانشگاه ارائه می شود و برای تمام دانشجویان داشتن آن الزامی است. هزینه ای سرسام آور که برای یک خانواده 3 نفری در سال بالای 400 دلار آمریکا است. از طرفی این بیمه هیچ خدمات مناسبی را در بر نمی گیرد و همان بیمه دانش آموزی است که در ایران فکر می کنم الان با 5 هزار تومان بشه تهیه اش کرد. بیمه ای که خود کلینیک دانشگاه آنرا قبول ندارد حالا بماند به خارج دانشگاه.
راه دیگر درآمد راه اندازی کلینیک داخل دانشگاه و الزام دانشجویان به پرداخت هزینه کلینیک در هر ترم. کلینیکی که فقط از 8 تا 11صبح و 2.45تا 5 عصر خدمات می ده. یعنی اگر شما خدای ناکرده در ساعت غیر اداری مریض شدی یا در ایام تعطیل دیگه کسی در درمانگاه نیست که فشار شما را چک کنه. (آخه جالبه که قبلا فشار بیماران را خود دکتر می گرفت ولی الان چند نفر را استخدام کردند تا فشار بیماران را بگیره قبل از ورود به مطب. چون دکتر خیلی سرش شلوغه و فیس بوک و چت آنلاین وقت دکتر را محدود کرده است!) قبلا در درمانگاه خدمات ندانپزشکی رایگان ارائه می کردند و برای نوبت 6 ماه باید منتظر می موندی تا یک دکتری که یه خورده از  آبدارچی دندونساز تجربی پاساژ مطلب خان دامغان بیشتر می دونه با کاردک به جون دندونهات بیفته و درد دندون را برای همیشه در وجودت تثبیت کنه. حالا برای دیدن همین دندونپژشک هم باید پولی معادل کلینیکهای خصوصی بیرون پول بدی. (اینم نتیجه ناشکری!)
از روشهای دیگر درآمد زایی دانشگاه اخذ اجباری هزینه اتوبوسی که فقط دودش را در حلق ما فرو می برد. اما یکی دیگر از مراتب درآمدزایی که بیشتر مربوط به درآمد زایی خصوصی می شه بحث اخذ ویزای دانشجویی است. خوب مبلغی که باید برای هزینه ویزا داد کاملا قانونی و مصوب دولت مالزی است بر روی چشم می دهیم.مقدارش حدود 80 رینگیت در سال است ولی وقتی اداره گذرنامه دانشگاه مراجعه می کنی مبلغ بیشتری می گیرند. یک بار که سوال کردم این بقیه برای چیه با ناراحتی گفتند که ما باید دستی خودمون ببریم از اداره مهاجرت براتون ویزا بگیریم. گفتم یعنی ما خودمون نمی تونیم بریم اونجا بگیریم. فرمودند نه. این یک توافق هست که ما باید انجام بدیم و شما هم باید این مبلغ را پرداخت کنی.
و اگر در دانشگاه بگردی پر است از رستورانهایی که توسط بخش خصوصی اجاره شده تا غذای مطبوع در اختیار عزیزان قرار دهد. و تا دلت بخواد کسب و کارهای دیگه که از حوصله خارج است...
فکر می کنم حالا با یک حساب سرانگشتی می فهمید که اون درآمد اولیه از کجا آمده است...
باور کنید اگریک درصد این هزینه هایی که صرف پژوهش در این دانشگاههای مالزی می شه در دور افتاده ترین واحد دانشگاهی ما بشه رتبه جهانی اون واحد زیر 100 خواهد بود.
خدا به خیر بگذرونه. فعلا هم که اسیر دست تقدیریم و چشم به راه استاد عزیزی که قرار بود 3 ماه پیش تز را نگاهی کنه. البته دروغ نگم چکیده تزم را خونده و مونده همش 400 صفحه دیگه!
تا بعد...

۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

فقط همین

امروز دخترم که از مدرسه برگشت یک بیسکوییت کوچیک بسته بندی شده از کیفش در آورد و انداخت توی سطل زباله. بهش گفتم چی بود.
گفت : بابا، امروز دوست کره ای که دارم بهم یک بیسکوییت داد منم ازش گرفتم که ناراحت نشه. ولی روش چون ننوشته بود حلال نتونستم بخورمش و گفتم خدایا منو ببخش که دست زدم به این و انداختمش ته کیفم و رفتم دستهامو شستم.
الان هم باز گفتم خدایا منو ببخش که به این دست زدم!!! گفتم بهش بیسکوییت که حلال حرام نداره ولی قبول نکرد که نکرد.
 اونوقت فوج فوج آدم بزرگ را می بینی که هنوز مهر خروج از ایرانشون خشک نشده و دارن توی فروشگاههای زنجیره ای دنبال ماست می گردند و عمده خریدشون از بخش غیر حلال فروشگاهه که با علامتی بزرگ جدا شده است...

چی می شه که بزرگتر که می شیم فهممون میاد پایین تر؟ خط های قرمزی که داریم را به آسانی ازش عبور می کنیم؟
فقط همین

۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

1/1/11

امروز اول ژانویه 2011 است. سومین ژانویه ای که ایران نیستم و تازه می فهمم جشنهای هر قوم برای همان قوم اهمیت دارد. مثل بقه روزها اول ژانویه هم آمد و رفت و احساس عجیبی در من رخ نداد. ولی وقتی نوروز می آید احساس می کنی که دنیا دگرگون شده است.
ولی این مردم مالزی واقعا دچار سردرگمی هستند. هر عید را عده ای جشن می گیرند و باقی افراد نگاه می کنند. مزه عید هم به اینه که سالی یک بار تکرار بشه نه هر ماه ...
در هر صورت فرا رسیدن 2011 را به همه شما تبریک می گم. هرچند می دونم برای شما هم چندان تفاوتی نداره...

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

ما لیزی ها

و تنها چیزی که برای مالایی ها اهمیت ندارد وقت است...
اصلا برای آنها عجله که اهمیت ندارد هیچ حرکتی بس حلزونی دارند. بسیار خونسرد و با حوصله ای جانکاه به امور خود می رسند. از صندوقدار فروشگاه گرفته که 2 برگ اسکناس را با چنان ظرافتی مرتب می کند و همین دو برگ را 10 بار می شمارد تا استاد دانشگاه که بیشترین زمانشان در دانشگاه صرف میتینگ و جشن و ... می شود و این وسط دانشجوی بیچاره که به سختی روزگار می گذراند باید برای دیدار با استاد خود روزها و هفته ها را بشمارد.
حالا هم که تیم فوتبالشون برده و از خوشحالی یک روز دیگه به تعطیلاتشون اضافه کردند ...
ولی باز هم شکر. ما که شکایتی نداریم. منتظر می مانیم و چشم به راه ... چون واقعا استادم را از ته دل دوست دارم و می دانم که گرفتار است که الان 3 ماه است نتونسته 1 صفحه از پایان نامه ام را ببیند.


۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

در آستانه دومین سالگرد خروج از وطن شعری از دکتر خسرو فرشید ورد تقدیم به دوستان عزیز:


این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست  
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست


آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت 
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست 

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست 

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست 

در پیکر گلهای دلاویز شمیران 
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست 

آواره ام و خسته و سرگشته و حیران 
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست  

آوارگی وخانه به دوشی چه بلاییست 
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست  

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ 
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست.

هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران   
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست.

پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست.

هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ  
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست  

این کوه بلند است ولی نیست دماوند 
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست  

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است   
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه

آخرین اخبار از ارزشیابی مدارک توسط وزارت علوم ایران...

تا چشم کار می کنه توی مالزی پر شده از دانشجوهای قد و نیمقد ایرانی. خوب منبع درآمد خوبی شده برای مالزی. من نمی دونم چرا خودمون نمی تونیم این دانشجوهها را جذب کنیم اینهمه تشنه علم را...
و اما خبر جدید اینکه دوستانی که برای دوره های فوق لیسانس تصمیم دارند اقدام کنند دیگر دوره های پژوهشی را فراموش کنند چون قابل ارزشیابی نیست. دوره های درس-پژوهش هم برای پذیرش نیاز به مدرک زبان می باشد...
اینم لینک خبرش برای روشن شدن اذهان عمومی
http://www.msrt.ir/sites/Grad_Dept/DocLib/%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B2%DB%8C.htm
بدرود

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

و تمام شد...

کمیته داوران پس از ارائه سمیناری 1 ساعته رای به کفایت پایان نامه دادند.
و باید برای مرحله نهایی به زودی آماده شوم...

۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

کجا یم من که نیستم...

باور کنید هستم. قصه همون 90 درصد کارها در 10 درصد آخر وقت انجام می شه هست.
اول نوامبر پس از 23 ماه تلاش بی پایان قرار است که به پایان خط نزدیک شوم.
جدالی نابرابر که هیچ رو دربایستی و ملاحظه ای نخواهد داشت. ..


۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

full text...

در حال تحقیق و پژوهشی و سرگرم ارتباط داده های بدست آورده با مقالات قبلی هستی و ذوق زده شده ای. منبعی را اشاره کرده که می بینی خیلی به دردت می خوره. سریع عنوانشو سرچ می کنی و پیداش می کنی. چکیده مقاله را می خونی و می بینی عجب مقاله توپیه واسه کارت. کلیک می کنی روی "فول تکست" می گه دلار بده تا فول تکست را بتونی دانلود کنی. ای بر ..... لعنت...
شایدم دنبال یک روش یا استاندارد می گشتی می بینی که قدر خون پدرشون پول باید بدی تا بذارن نگاهش کنی. حق هم دارن. بابت این کار زحمت زیادی کشیده شده تا این مقاله تهیه بشه و این استاندارد تدوین بشه. در هر صورت امروز می خوام براتون بگم که چگونه می تونید به اصل مقاله یا استاندارد مورد نظر برسید.
1- به سایت www.gigapaper.net مراجعه کنید. این سایت به همت جمعی از اساتید و دانشجویان دکتری و ... راه اندازی شده تا مقالات شما را به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهد. برای عضویت در این سایت نیاز به دعوت نامه دارید که خیلی سخت نیست دعوتنامه از این سایت. بر روی لینک زیر کلیک نمایید و اطلاعات خواسته شده را پر نمایید. در کوتاهترین زمان کد دعوتنامه برای شما ارسال می گردد.
http://gigapaper.net/111/invite/
با عضویت در این سایت, بخش درخواست مقاله لاتین, فارسی و استاندارد ها برای شما فعال می گردد که شما با رعایت قوانین حداکثر 25 مقاله یا استاندارد در ماه می توانید درخواست دهید. پاسخ به مقاله در صورت وجود نسخه آنلاین به طور متوسط کمتر از 5 دقیقه است و لینکی به شما توسط کاربران فعال ارائه می گردد که شما می توانید از طریق آن لینک مقاله خود را از سایتهای اشتراک گذاری رایگان فایلها, دانلود نمایید.

2- به وبسایت باشگاه مهندسان ایران به آدرس www.iran-eng.com مراجعه نمایید و ثبت نام کنید. اینجا نیازی به کد دعوتنامه نیست و محدودیت جدی برای تعداد درخواست وجود ندارد. تفاوت در این است که زمان پاسخ گویی کمی طولانی تر است و البته سطح دسترسی کاربران گیگاپیپر به منابع بیشتر است. دلیلش هم واضح است که سایت گیگاپیپر اختصاص به مقالات دارد هر چند در زمینه نرم افزارها, کتابها, پایان نامه ها و پسوردهای دانشگاهی و مطالب علمی  نیز فعال است.

هدف هر دو سایت فوق ارتقا سطع دسترسی دانش پژوهان گرامی به منابع علمی دنیاست و دور زدن تحریمهای موجود.
خوشحال می شم که اگر سوالی داشته باشید و بتونم جواب بدم. ضمنا در هر دو سایت نیز می توانید با بنده با نام کاربری fstiau در تماس باشید.

گل لبخند بر لبانتان جاری باد



۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

باز هم گوگل ...

این گوگل عجب موتور جستجوی قوی است که هر روز یک امکان جدید اضافه می کنه. امروز دیدم که گوگل که با چه آسانی پتنتها را جستجو می کنه و حتی سرعت و کیفیت جستجوی بهتر از سایت اصلی را داراست.
شما هم امتحان کنید:
http://www.google.co.id/patents

پیشنهاد می کنم اگر ایمیل شما در جی - میل  چپ و راست ایمیل تبلیغاتی دریافت می کنه و خسته شدید از سرویس جدید و فوق العاده مدرن Priority Inbox استفاده کنید.
همین...
شاد باشید که دنیا یک شوخی است.

۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

قضیه گنجشک و مناره!

امروز خبری را در یک سایت مثلا معتبر اطلاع رسانی مالزی خوندم. شما هم بخونید و لینکشو هم واستون می ذارم:

کشف آزمایشگاه ساخت موادمخدر در منزل یک ایرانی در مالزی

با مراجعه صاحب‌خانه به منزل جوان 30 ساله‌ی ایرانی،آزمایشگاه و مقدار زیادی مواداولیه ساخت موادمخدر کشف شد.


به نقل از روزنامه استار مالزی، صاحب‌خانه که برای دریافت دو ماه کرایه‌ی عقب‌افتاده سراغ مستاجر ایرانی می‌رود متوجه می‌شود که خانه‌ی دوبلکس وی به آزمایشگاهی جهت ساخت موادمخدر تبدیل شده است.

وی پلیس را در جریان می‌گذارد و با مراجعه نیروهای پلیس چهار بشکه حاوی 45هزار لیتر روغن متافتامین کشف می‌شود. این روغن ماده‌ی اولیه موادمخدر موسوم به "شیشه" است.

پلیس مسئول عملیات مذکور – کنگ چیانگ- با ارائه‌ی این مطلب به خبرنگاران افزود: با این مقدار روغن متافتامین، 27کیلوگرم "شیشه" تولید می‌شود.

پلیس مالزی معتقدند است این جریان به پرونده‌ی یک زوج ایرانی که در ماه جولای در منطقه هارتاماس کوالالامپور دستگیر شدند ارتباط دارد. این زوج نیز منزل مسکونی خود را به آزمایشگاهی جهت تولید مواد‌مخدر بدل کرده بودند و در بازجویی از منزل آن‌ها 200کیلوگرم موادمخدر به ارزش 40میلیون رینگت کشف شد.

پلیس مالزی از مردم خواست تا بیشتر مراقب فعالیت همسایگان خود باشند و در صورت مشکوک‌شدن به فعالیت آن‌ها، پلیس را در جریان بگذارند.
منبع: ایران-مالزی

داشتم با خودم کلنجار می رفتم که این 45 هزار لیتر که در 4 بشکه بوده, بشکه هاش چطوری بوده؟ یعنی اینکه ما بشکه 12 هزار لیتری هم داریم؟ این تانکرهایی که برای پمپ بنزینها بنزین حمل می کنن معمولا 21 هزار لیتری اند. 
از بچگی که توی صف نفت کوپنی تو او سرمای کشنده نافچ می ایستادیم یادم میاد لا اقل اندازه بشکه را بدونم چقدره. و یادم هست که می گفتن 220 لیتری. این 45000 لیتر روغن اگه تو بشکه هم بخواد بره باید بیش از 200 تا بشکه داشته باشی. خوب پس احتمالا این 200 تا بشکه را یه جوری چیده بوده که از توی کوچه هم پیدا شده و همسایه ها!!!!! دیدن و به صاحب خونه خبر دادن و بیچاره ایرانیه لو رفته وگرنه مالایی ها اصلا کاری به کار هیچ کی ندارن. یعنی کسی که اینهمه وضعش خوبه و میلیونها رینگیت پول داره نمی تونسته اجاره خونه را بده؟
آقا اگر می خواهید مواد مخدر درست کنید کمتر باشه مقدارش. با کم شروع کنید و بعدها که کارتون گرفت و رقیبها را به در کردید به مقادیر بالا فکر کنید. یک شبه که نمی شه ره صدساله رفت؟ رقیب ها هم غریبه نیستند یا چینی هستند یا کشورشون از دست واردات چینی عاصی شده و صنعتش خوابیده و جونهاش همه شدن دکتری شیمی تجزیه و تولید شیشه از چیه اسمش؟ همینی که این بالا نوشته بود.
البته این که از 45هزار لیتر قراره 30 کیلو شیشه بگیرن فکر کنم با فرآیند غنی سازی اورانیم که این سالها خیلی تو بورسه خبرش قاطی شده. آخه مگه این لامسبی شیشه چقدر خلوص باید داشته باشه که از هر 1500 لیتر فقط یک کیلو در میاد؟ خوب شما که خبر را گذاشتید لا اقل می گفتید 9000 سانتریفوژ هم نصب کرده بوده و قرار بوده 12000 تای دیگه نصب کنه چون خونه دوبلکس بوده!! هم خبر تکمیل تر می شد و هم واقعی تر؟ نه؟
بعدشم مگه مالزی چقدر معتاد داره که بخوان این همه مواد را مصرف کنن؟ (الان یکی نظر می ذاره که حدود 100 هزار نفر تقریبی و سفارت هم گفته بیش از 50 هزار نفر!!!!). تازه این که فقط نیست هر هفته کلی قاچاقچی تو مالزی می گیرن که ما بقی گیر نیوفتاده ها می خوان جنسشون را بفروشن.
خدا به داد ما برسه با این همه مواد!!!! جالبه این قیمت مواد را پلیس از کجا می دونه که می گه 200 کیلو می شه 40 میلیون رینگیت؟ فکر کنم توی تابلو بورسها این قیمت وجود داره و این روزها باید قیمت را گفت مثلا 40 میلیون رینگیت در ساعت 9 صبح و اگر خبر را مثل من بخواهید دوباره بیان کنید بگید در ساعت 12 ظهر به 45 میلیون رینگیت و ... ممکنه که نظارت بر نرخ داشته باشه که وارد عمل بشه و بخواد نرخش را بشکنه  و ...
اگه خیلی چرند و پرند نوشتم شما به دل نگیرید. باور کنید یاد گنجشکی افتادم که بهش مناره را حواله کرده بودند. یا نمی دونستند مناره چیه و یا نمی دونستند اندازه .... گنجشک چقدره.
شاد باشید که دنیا یک شوخیه!

۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

ُساتو مالیشیا SATU MALAYSIA

16 سپتامبر است و از سر صبح صدای ساز و آهنگ چینی و مالایی و هندی در پارک روبروی خونه نوید روز قشنگی را می دهد. امروز روز "یک مالزی" است و کشوری که گامهای توسعه را چند تا یکی در حال طی کردن است قصد دارد با تمام امکاناتش وحدت مردم این کشور را که دارای تنوع نژاد و قومیتی و مذهبی فراوان هستند حفظ کند.
تعطیلات مالزی در سال بیش از 120 روز است و جالب آنجاست که اگر در صورتی که روز تعطیل رسمی در یکی از روزهای شنبه و یکشنبه هر هفته قرار گیرد برای جبران این تعطیلی روز جمعه و یا دو شنبه تعطیل خواهد بود. این مردم با مسلمانان جهان حدود یک هفته عید فطر (و غیر رسمی تا 2 هفته, یه چیزی تو مایه تعطیلات عید نوروز خودمون) و همچنین عید قربان و روز قرآن و تولد پیامبرراهمراهی می کنند و با مسیحیان جهان هم کریسمس و اول ژانویه را و دل چینی های پولدار را هم نمی شکنند و عید چینی ها هم همراهی می کنند و سعی می کنند در دیپاولی یا همون عید هندی ها دل این مردم فقیر را هم به دست آوردند. روز تولد بودا هم تعطیل می کنند تا از نظر آزادی عقاید زیر سوال نروند. روز استقلال و روز مالزی هم دو مناسبت ملی که به قومیت و مذهب هم ربطی نداره. تولد شاه هر ایالت هم اون ایالت تعطیل است و هرگز به دلیل مرگ, تعطیلی ندارند و بر مرده هایشان گریه و زاری نمی کنند چون اعتفاد دارند به انا لله و انا الیه راجعون....
انعطاف پذیر ترین بخش قضیه آنجاست که درسته که تعطیلی هفته شنبه و یکشنبه هست ولی در برخی استانها مثل کلانتان دلشون خواسته پنج شنبه و جمعه را تعطیل کردن! و در جایی دیگه هم جمعه و شنبه تعطیل هفته است. حتی جدیدا در کلانتان درهم و دینار را به جای وجه رایج رینگیت استفاده می کنند. 
معمار مالزی مدرن ,ماهاتیر محمد, پیرمرد 85 ساله ای که مالزی خودش را مدیون تدابیر او می داند با قدرت تمام این کشور با این تنوع را اداره کرد واز درخت نشینان مالزی کشوری مدرن ساخت و به صورت داوطلبانه عرصه را برای جوانتر ها باز کرد تا در سند چشم انداز 2020 مالزی را در رده کشورهای جهان اول ببیند. و جالب اینکه نه خیابانی به نامش کردند و نه مسجدی و معبدی. پشت صحنه ایستاده است و شاگردانش که اداره کشور را بر عهده دارند هدایت می کند...

روز مالزی و روز وحدت مالزی بر مردمی که همواره لبخند بر لبانشان هست مبارک.
باشد که روزی مانند این مردم, قومیت و نژاد مایه ایجاد جک و خنده  و تفرقه برای ما نباشد و روزی از روزها ما هم روز "یک ایران" را جشن بگیریم

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان مبارک

این همه به زبان مالایی.
SELAMAT HARI RAYA AID FITRI


مالزی از یک هفته قبل به دلیل عید فطر در تعطیلی فرو رفته و تا یک هفته دیگر هم ادامه خواهد داشت. هرچند  مراسمات این عید تا یک ماه دیگر هم ادامه دارد مثل Open House