۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

درد گاندی

درد من تنهايي نيست؛
بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي عرضگي را صبر و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند.

۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

"چراغی که به خونه رواست به مسجد حرامه"

این خبر در این چند روزه خیلی گوش به گوش و وبسایت و وبلاگ به وبلاگ نقل می شه:

"دانشگاه آزاد دانشجويان ايراني در مالزي را در رشته هاي مورد نياز بورسيه مي کند"

"و من به خود می گویم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت! "


۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

لنکاوی- جزیره ای رویایی در نزدیکی پنانگ دوست داشتنی

 این جزیره که در شمال غربی مالزی و شمال جزیره پنانگ قرار دارد یکی از مناطق توریستی مالزی به شمار می رود.
-چگونه به لنکاوی برویم؟
-از کوالالامپور پرواز مستقیم دارد که بیشترین پرواز را شرکت ایرآسیا(از ترمینال LCCT) و فایر فلایز(از سوبانگ جایا) دارند.
ولی من پیشنهاد می کنم اگر اهل تفریح و سفر هستید با اتوبوس به پنانگ بیایید و از زیباییهای پنانگ لذت ببرید و به عنوان چاشنی سفر از سفر دریایی 3 ساعته پنانگ-لنکاوی لذت ببرید. هرچند از پنانگ هم هر دو شرکت هواپیمایی فوق پرواز دارند!
-و اما سفر دریایی. دو کشتی مسافربری در این مسیر مسافر جابجا می کنند که صبح 8:15 و 8:30 حرکت دارند و برای برگشت از ساعت 2:30 و 5:15 عصر بلیط دارند. بلیط رفت و برگشت بزرگسالان 115 و کودکان 85 رینگیت است. کشتی 8:15 ساعت 5:15 بر میگردد و من توصیه می کنم که با این کشتی بروید. (در سفر باید شناخت...)
اگر با کشتی دیگر بروید قطعا دریازدگی نصیب شما خواهد شد و اون وقت خواهید فهمید که چرا در سقف این کشتی جای جایش پلاستیک آویزان کرده اند. البته در کشتی دیگر هم که نو تر است پلاستیک آویزان می کنند ولی برای ریختن پوست تخمه و ... است نه گلاب به روتون...
خوب حالا که رسیدید لنکاوی چه کنید و کجا بروید و کدام هتل خوبه همینجا بمانید تا در پست دیگر براتون بنویسم...
از این زاویه فعلا لنکاوی را ببنید و لذت ببرید:




۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

پنانگ- جزیره ای زیبا و محلی برای زندگی

حدود 20 ماه پیش وارد این جزیره شدم. هدفم برای ورود ادامه تحصیل در مقطع دکتری رشته بایوپلیمر بود و الان که در انتهای مسیرم به جرات می توانم بگویم که من 20 ماه از عمرم را زندگی کردم.
درست است که از نظر شهریت دومین شهر پرجمعیت مالزی است ولی اصلا هیاهوی شهر بزرگ را در خود ندارد. با نیم ساعت رانندگی از سمت شرقی جزیره به سمت غرب آن طبیعتی آرام و دست نخورده روحت را تلطیف می کند. اکثر توریستها به کوالالامپور و لنکاوی بسنده می کنند ولی نمی دانند که پنانگ جزیره ای است که می توانی 10 روز بدون وقفه از آن لذت ببری.
جاهای دیدنی پنانگ قابل توصیف نیست و شنیدن کی بود مانند دیدن...
 یکی از معابد kok leoksi

ایضا
موزه عروسکها (بیش از 100 هزار عروسک)
از گلهای زیبای سمت غرب جزیره
باغ پروانه های زنده
مسجد زیبای کاپیتان کلینگ مربوط به اوایل 1800
و اگر اهل دل باشی آنقدر دیدنی دارد پنانگ که یک لحظه هم در کوالالامپور نخواهی ماند...
همین

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

سفر چین...

در هر صورت با هزار گرفتاری جور واجور ویزای چین را با هزینه ای بالا و صرف وقت زیاد دریافت کردم. تنها نکته ظریفی که در دریافت ویزا همیشه در خاطرم باقی خواهد ماند مهربانی افسر صدور ویزا در اداره مهاجرت استان پنانگ است. در تمدید ویزای دانشجویی مالزی افسر مهربان با لحنی کاملا جدی گفت 8 روز کاری دیگه بیا و من گفتم 8 روز دیگه کنفرانس چین هم تموم شده  و با جدیت تمام گفت مشکل شماست و گفت نفر بعدی....
فردای همان روز که نا امید از همه جا شده بودم گوشی موبایلم زنگ خورد و همان افسر با همان لحن جدی گفت 1 ساعت دیگه اداره مهاجرت باش ویزات آماده است. و بدون هیچ منتی در هنگام تحویل گذرنامه ام گفت من مشکل شما را درک کردم...
آها یادم اومد , اداره اتباع امور خارجه در ایران را هر وقت سر بزنی پر است از افغانی و ... (البته این برای 2 سال پیش بود که من ایران بودم, الان فکر کنم دیگه اونها هم نباشن!) در اداره مهاجرت مالزی که وارد شده بودم به جز چینی و اروپایی اقشار دیگه ای به چشم نمی خورد...

و اما چین:
با خودم تا لحظه ای که از چین برگشتم فکر می کردم که علم را بیاموزید حتی در چین به روی چشم ولی در چین چی باید بخوریم که از گرسنگی نمیریم؟
هر آنچه در تهران خودتون می بینید در شانگهای هم همونه. عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی, جنگ و دعوای تاکسی دارها بر سر یک مسافر و از همه مهمتر عدم توانایی 99 درصد چینی ها به درک زبان انگلیسی. و به عنوان مهمترین توصیه به توریستهای چین اینکه بدون مترجم به چین نروید که با مشکلات فراوانی برخورد خواهید کرد همچنین یکی از بهترین شهرهای چین برای دیدن هوانگجو است که پیشنهاد می کنم به جای اتلاف وقت در بیجینگ و شانگهای به این شهر بروید.

تنها لذت سفر چین دیدار بزرگان بایوپلیمر پروفسور فیلیپس 90 ساله  و پروفسور ویلیام و ... بود.


و همچنین دیدن از شهر هوانگجو

من کجا بودم

سلام به همه دوستان گل
خواستم بگم زنده ام. از چین که برگشتم تا همین الان آپارتمان کوچک ما در ورودی شاهد چنین صحنه ای بود:
در پستهای بعدی از چین خواهم نوشت و از سفر لنگکاوی که جزیره ای بسیار زیبا در شمال مالزی است.

۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

دقیقه 90...

نمی دونم چرا هر چی برنامه ریزی هم می کنم آخرش کارهام در آخرین لحظات انجام می شه.
از 3 ماه پیش که مقاله ام در چین برای سخنرانی انتخاب شد کارهای مربوط به مسافرت را شروع کردم ولی گره پشت گره افتاد...
1-مراجعه به سفارت محترم چین برای اخذ ویزا
- آقا نمی شه چون شما بچه این محل نیستی.
-قربون اون چشمهای نداشته ات برم. من دانشجوی بیچاره فعلا در خدمت دولت مالزی هستم.
- خوب حالا برو نمی شه چون ویزای مالزی ات 5 ماه و 29 روز مهلت داره باید 6 ماه باشه.
- آقا الان می رم ردیفش می کنم
2- مراجعه به دفتر اتباع خارجه دانشگاه (این اتباع خارجه منو یاد افغانی ها در ایران می اندازه)
-خانم محترم مسوول ویزا این ویزای منو ردیف کن بشه 6 ماه به بالا
-نمی شه, ویزا بیشتر از 1 ماه را تمدید نمی کنیم.
-خوب آخه قربون او روسری 50 تا سنجاق خورده ات برم کارم گیره می خوام برم چین. پیامبر (ص) هم گفته برید چین.
- آها حالا شد حرف حساب. برو بلیط چین بگیر بیار نشون بده تا یه کاریش کنیم.
3- مراجعه به برادر اینترنت و اخذ بلیط در یک چشم به هم زدن (در چند لحظه دارائی دانشجوییت به یک بلیط تبدیل می شه)
-اینجا کسی نبود که باهاش درگیر بشم...
4- مراجعه مجدد به همونی که منو یاد افغانی ها در ایران می اندازه...
-بیا خانم اینم بلیط چین دیگه حرف حسابت چیه
-اوه اوه اوه ... این پاسپورتت هم که 11 ماه و 25 روز اعتبار داره نمی شه
- خوب چه کنم مادام؟
برو پاسپورتتو عوض کن
- چشم. سفارت محترممون گفته 2-3 روزه ردیفه...
-لبخندش حاکی از این بود که ایرانی های قبلی هم همینو می گن!!!!
5- مراجعه به سفارت محترم ایران در مالزی.
- آقا پرونده دانشجوییت کامله ولی یه نامه از دانشگاهت بیار. این عکسا هم مال 6 ماه و 1 روز پیشه باید جدید بیاری
- خوب اینم چشم کی آماده می شه؟
- نوشتیم تو اینترنت! 2-3 روزه
-ممنون از این سایت پر ارزشتون.
-...
-....
-آقا این پاسپورت ما آماده شد؟
- نه دستگاهمون خرابه. الان هم رحلت امامه برو هفته دیگه...
-یاد خنده اون خانم در اداره مهاجرت خودمون افتادم و...
-و بالاخره بعد از 12 روز درست شد...
6- دوباره مراجعه به اداره مهاجرت دانشگاه
واقعا خودم خسته شدم از این همه درد سر و جالب اینه که اصل قضیه از این به بعده سعی می کنم بعدا بنویسم....

در هر صورت اینکه امروز دارم به توصیه اطلبوالعلم ولو بالسین عمل می کنم.
از خاطرات چین هم اگه سالم برگشتم واستون خواهم نوشت.
تا بعد...حلال کنید